چرا معامله در جهت روند مهم ترین اصل ترید است ؟

127 روز پیش
|
زمان مطالعه: 15 دقیقه
در حال بارگذاری...
#روند معاملات شناسایی_روند
چرا معامله در جهت روند مهم ترین اصل ترید است ؟

مقدمه

در دنیای پرنوسان بازارهای مالی، معامله‌گران همواره به دنبال راه‌هایی هستند که احتمال موفقیت خود را افزایش دهند و ریسک ضرر را کاهش دهند. یکی از اصول بنیادین و اثبات‌شده در ترید، معامله کردن در جهت روند بازار است. روند، نمایانگر مسیر غالب قیمت در یک بازه زمانی مشخص است و نشان می‌دهد که خریداران یا فروشندگان در آن مقطع کنترل بازار را در دست دارند. هرچقدر معامله‌گر بتواند تشخیص دهد روند اصلی بازار صعودی، نزولی یا خنثی است، احتمال اتخاذ تصمیمات درست و کاهش ضررهای غیرمنتظره بیشتر می‌شود. نکته‌ای که بسیاری از تریدرهای تازه‌کار به آن توجه نمی‌کنند، این است که بازارها اغلب برخلاف انتظار کوتاه‌مدت رفتار می‌کنند و سعی در مقابله با جریان اصلی می‌تواند به سرعت منجر به ضررهای سنگین شود. بنابراین درک و احترام به روند نه تنها یک تکنیک، بلکه یک رویکرد روان‌شناختی در معاملات موفق است.

معامله در جهت روند، تریدرها را در مسیر حرکت طبیعی بازار قرار می‌دهد و باعث می‌شود که فشار روانی ناشی از تصمیم‌گیری‌های سریع و واکنش‌های هیجانی کاهش یابد. این اصل به ویژه در بازارهای با نوسان بالا مانند فارکس، کریپتوکارنسی و شاخص‌های جهانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا کوچک‌ترین خطا در خلاف جهت بازار می‌تواند ضررهای قابل توجهی ایجاد کند. علاوه بر این، شناسایی روند بازار به معامله‌گر اجازه می‌دهد نقاط ورود و خروج بهینه را پیدا کند و استراتژی‌های خود را بر اساس جریان غالب بازار طراحی کند. بسیاری از تریدرهای موفق جهان بارها تاکید کرده‌اند که احترام به روند، پایه‌ای‌ترین قانونی است که در تمام سبک‌های معاملاتی باید رعایت شود و جمله معروف “Trend is your friend” (روند دوست شماست) به خوبی اهمیت این اصل را نشان می‌دهد.

این مقاله قصد دارد نشان دهد که معامله کردن در جهت روند چگونه می‌تواند احتمال موفقیت معاملات را افزایش دهد و ریسک تصمیمات احساسی را کاهش دهد. همچنین به بررسی مزایا و روش‌های شناسایی روند و اشتباهات رایج معامله‌گران تازه‌کار در خلاف جهت بازار خواهیم پرداخت. در نهایت، راهکارهای عملی و تکنیک‌های ورود و خروج بهینه در راستای روند بازار ارائه می‌شود تا معامله‌گران بتوانند با اعتماد به نفس بیشتری در بازار فعالیت کنند. رعایت این اصل ساده اما قدرتمند، می‌تواند تفاوت بین یک معامله‌گر موفق و یک معامله‌گر گرفتار ضررهای مکرر را تعیین کند و مسیر پیشرفت در بازارهای مالی را هموار سازد.

روند چیست و چرا به وجود می اید ؟

روند در بازارهای مالی به مسیر غالب حرکت قیمت در یک بازه زمانی مشخص گفته می‌شود و معمولاً به سه دسته اصلی تقسیم می‌شود: روند صعودی، روند نزولی و روند خنثی (رِنج). روند صعودی زمانی شکل می‌گیرد که خریداران بر بازار غالب باشند و قیمت‌ها به طور مداوم سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر بسازند. برعکس، روند نزولی زمانی اتفاق می‌افتد که فروشندگان کنترل بازار را در دست دارند و قیمت‌ها سقف‌ها و کف‌های پایین‌تری را تجربه می‌کنند. روند خنثی یا رِنج حالتی است که بازار در یک محدوده مشخص نوسان می‌کند و نه خریداران و نه فروشندگان بر بازار غالب نیستند. شناسایی این سه نوع روند، اولین گام در معامله‌گری موفق است، زیرا هر استراتژی معاملاتی باید بر اساس جریان اصلی بازار طراحی شود تا احتمال موفقیت افزایش یابد.

به وجود آمدن روند در بازار نتیجه تعامل بین نیروهای عرضه و تقاضا است. هنگامی که تعداد خریداران بیشتر از فروشندگان باشد، فشار خرید باعث افزایش قیمت و ایجاد روند صعودی می‌شود. بالعکس، هنگامی که فروشندگان قوی‌تر عمل کنند، فشار فروش باعث کاهش قیمت و شکل‌گیری روند نزولی می‌شود. علاوه بر این، روندها اغلب تحت تأثیر عواملی مانند اخبار اقتصادی، داده‌های مالی، تصمیمات بانک‌های مرکزی و جریان نقدینگی در بازار قرار می‌گیرند. به همین دلیل، درک روند صرفاً تحلیل نمودار نیست؛ بلکه نیازمند بررسی شرایط کلان بازار و رفتار سایر معامله‌گران نیز هست.

یکی از ویژگی‌های کلیدی روند، پایداری نسبی آن در زمان است. روندها معمولاً مدتی ادامه پیدا می‌کنند و فرصت‌هایی را برای معامله‌گران فراهم می‌کنند تا همگام با جریان اصلی بازار وارد معامله شوند و از حرکات بزرگ قیمتی بهره‌برداری کنند. به همین دلیل، معامله کردن خلاف روند اغلب ریسک بالایی دارد و نیازمند تجربه، مدیریت ریسک بسیار دقیق و ابزارهای تحلیل پیشرفته است. همچنین روان‌شناسی بازار نقش مهمی در شکل‌گیری روند دارد؛ احساسات جمعی معامله‌گران، از جمله ترس و طمع، می‌تواند منجر به ادامه یا تغییر روند شود. برای مثال، در یک روند صعودی، ترس از از دست دادن سود می‌تواند باعث فشار فروش ناگهانی شود و روند را کوتاه‌مدت معکوس کند.

در نهایت، روند به معامله‌گران کمک می‌کند تا تصمیمات خود را بر اساس جریان غالب بازار تنظیم کنند، نقاط ورود و خروج بهینه را شناسایی کنند و استراتژی‌های معاملاتی خود را منطقی‌تر و منظم‌تر اجرا کنند. تریدرهای موفق همیشه تاکید دارند که شناسایی روند نه تنها یک تکنیک، بلکه یک استراتژی ذهنی و تحلیلی است که باعث کاهش استرس و افزایش احتمال موفقیت در معاملات می‌شود. با درک درست روندها، معامله‌گر می‌تواند حرکات قیمت را بهتر پیش‌بینی کرده و از فرصت‌های مناسب برای کسب سود استفاده کند، در حالی که ریسک ورود به معاملات مخالف جریان بازار به حداقل می‌رسد. در نتیجه، شناخت روند و تحلیل دقیق آن، پایه‌ای‌ترین مهارت هر معامله‌گر حرفه‌ای است و بدون آن، فعالیت در بازارهای مالی مشابه حرکت در تاریکی خواهد بود.

مزایای معامله در جهت روند

معامله در جهت روند، یکی از ساده‌ترین اما موثرترین روش‌ها برای افزایش احتمال موفقیت در بازارهای مالی است. یکی از مهم‌ترین مزایای این روش، هم‌راستا بودن با جریان اصلی بازار است. وقتی معامله‌گر در جهت روند صعودی خرید می‌کند یا در روند نزولی فروش می‌گیرد، عملاً با نیروی غالب بازار همراه می‌شود و احتمال برگشت ناگهانی قیمت کاهش می‌یابد. این هم‌راستایی باعث می‌شود معامله‌گر فشار روانی کمتری تجربه کند و تصمیماتش کمتر تحت تأثیر احساسات هیجانی مانند ترس و طمع قرار گیرد. در واقع، معامله در خلاف جهت روند، نه تنها نیازمند تحلیل دقیق و تجربه بالا است، بلکه احتمال استرس و اضطراب ناشی از نوسانات کوتاه‌مدت را نیز افزایش می‌دهد، در حالی که پیروی از روند، فضای ذهنی تریدر را آرام‌تر و متمرکزتر می‌کند.

یکی دیگر از مزایای معامله در جهت روند، افزایش احتمال کسب سود پایدار است. روندها معمولاً مدتی ادامه پیدا می‌کنند و حرکات بزرگ قیمتی فرصت‌های مناسبی برای معاملات پر بازده ایجاد می‌کنند. معامله‌گرانی که از روندها استفاده می‌کنند، قادرند نقاط ورود بهینه، حد ضرر منطقی و نقاط خروج مناسب را شناسایی کنند و با رعایت مدیریت ریسک، سود خود را حداکثر کنند. به علاوه، این روش به ویژه در بازارهای پرنوسان مانند فارکس یا ارزهای دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا در این بازارها حرکات خلاف روند می‌تواند به سرعت منجر به ضررهای قابل توجه شود.

معامله در جهت روند، امکان بهره‌گیری از استراتژی‌های تکنیکال و تحلیل چند تایم‌فریم را نیز فراهم می‌کند. استفاده از ابزارهایی مانند مووینگ اوریج، RSI یا MACD در روندها دقت بیشتری دارد و سیگنال‌های کاذب کاهش می‌یابند. این ویژگی به معامله‌گر اجازه می‌دهد تصمیماتش را بر اساس داده‌های معتبر و شواهد تکنیکال اتخاذ کند، نه حدس و گمان کوتاه‌مدت.

در نهایت، مزیت دیگر این روش، تطابق با روان‌شناسی جمعی بازار است. وقتی معامله‌گر با روند حرکت می‌کند، در واقع همراه با اکثریت بازار عمل می‌کند و این هم‌جهتی باعث کاهش ریسک‌های ناشی از رفتارهای غیرمنتظره دیگر معامله‌گران می‌شود. به طور خلاصه، معامله در جهت روند نه تنها یک اصل تکنیکال است، بلکه ابزاری برای مدیریت روانی و کاهش ریسک به شمار می‌رود و پایه‌ای‌ترین راه برای پیشرفت و موفقیت پایدار در بازارهای مالی محسوب می‌شود.

اشتباهات رایج درمعامله خلاف روند

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که تریدرهای تازه‌کار و حتی بعضی معامله‌گران حرفه‌ای مرتکب می‌شوند، ورود به معاملات خلاف روند بازار است. این اشتباه معمولاً از عدم صبر، اعتماد به نفس کاذب و عدم درک درست جریان غالب بازار ناشی می‌شود. بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار گمان می‌کنند که می‌توانند زمان دقیق برگشت قیمت را پیش‌بینی کنند و سودهای کوتاه‌مدت کسب کنند، در حالی که واقعیت بازار نشان می‌دهد حرکت خلاف روند بسیار پرریسک و احتمال موفقیت آن پایین است. این نوع معاملات معمولاً منجر به فشار روانی شدید، تصمیمات احساسی و ضررهای سریع می‌شود.

یکی از دلایل اصلی ورود به معاملات خلاف روند، اعتماد به نفس کاذب و توهم کنترل بازار است. معامله‌گر ممکن است با چند معامله موفق کوچک تصور کند که توانایی پیش‌بینی هر برگشت قیمتی را دارد، در حالی که این موفقیت‌ها اغلب اتفاقی و کوتاه‌مدت هستند. ورود به معاملات خلاف روند بر پایه چنین تفکری می‌تواند به سرعت ضررهای قابل توجهی ایجاد کند و تریدر را از مسیر یادگیری و پیشرفت دور سازد. علاوه بر این، احساسات انسانی مانند ترس از دست دادن فرصت (FOMO) و طمع نیز نقش مهمی در این اشتباه ایفا می‌کنند. ترس از عقب ماندن باعث می‌شود معامله‌گر بدون تحلیل دقیق وارد معامله‌ای شود که برخلاف جهت اصلی حرکت قیمت است، و طمع برای سود سریع، حد ضرر را نادیده گرفته و ریسک را افزایش می‌دهد.

نمونه‌های واقعی از معاملات خلاف روند نشان می‌دهد که این رفتار می‌تواند منجر به زیان‌های شدید شود. به عنوان مثال، در یک روند صعودی قوی، تلاش برای فروش در کف‌های کوتاه‌مدت معمولاً باعث ایجاد ضرر می‌شود، زیرا جریان اصلی خرید همچنان ادامه دارد و فشار فروش معامله‌گر در مقابل بازار بی‌اثر است. بالعکس، در روند نزولی، خرید در سقف‌های موقت ممکن است باعث شود سرمایه‌گذار بخش عمده‌ای از سرمایه خود را از دست بدهد، زیرا بازار همچنان در مسیر نزولی حرکت می‌کند. این اشتباهات نه تنها اثر مالی دارند، بلکه باعث تضعیف روان معامله‌گر، کاهش اعتماد به نفس و افزایش استرس می‌شوند، که در نهایت چرخه ضررهای بیشتر را به دنبال خواهد داشت.

راهکار مقابله با این اشتباهات، رعایت اصول معامله در جهت روند و استفاده از مدیریت ریسک دقیق است. تریدرها باید همیشه روند اصلی بازار را شناسایی کنند، از ورود به معاملات خلاف جریان اصلی خودداری کنند و در صورت لزوم از ابزارهای تکنیکال مانند مووینگ اوریج، RSI و تحلیل مولتی تایم‌فریم برای تایید جهت بازار استفاده کنند. همچنین تعیین حد ضرر منطقی و اندازه‌گیری حجم مناسب معامله به کاهش زیان‌های احتمالی کمک می‌کند. در نهایت، معامله‌گران موفق کسانی هستند که صبر و انضباط را سرلوحه فعالیت خود قرار می‌دهند و می‌دانند که تلاش برای پیش‌بینی برگشت‌های کوتاه‌مدت بازار بدون شواهد کافی، راهی مطمئن به سمت ضررهای بزرگ است.

روش های شناسایی روند

شناسایی روند بازار، یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که هر معامله‌گر موفق باید به آن مسلط باشد. بدون تشخیص درست روند، تصمیم‌گیری در معاملات شبیه حرکت در تاریکی خواهد بود و احتمال اشتباه و ضرر افزایش می‌یابد. یکی از ساده‌ترین روش‌ها برای شناسایی روند، پرایس اکشن و تحلیل سقف‌ها و کف‌ها است. در یک روند صعودی، قیمت سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر تشکیل می‌دهد، در حالی که در روند نزولی، سقف‌ها و کف‌ها به ترتیب پایین‌تر ساخته می‌شوند. مشاهده این الگوها به معامله‌گر کمک می‌کند جهت حرکت غالب بازار را تشخیص دهد و معاملات خود را هم‌راستا با روند قرار دهد.

علاوه بر پرایس اکشن، اندیکاتورهای تکنیکال ابزار بسیار قدرتمندی برای تشخیص روند هستند. مووینگ اوریج‌ها (Moving Average) یکی از محبوب‌ترین این ابزارها هستند که با میانگین‌گیری قیمت در یک بازه زمانی مشخص، جهت کلی حرکت بازار را نشان می‌دهند. همچنین اندیکاتورهایی مانند RSI و MACD می‌توانند سیگنال‌های تکمیلی درباره قدرت روند و نقاط احتمالی تغییر جهت ارائه دهند. استفاده همزمان از چند اندیکاتور و تطبیق آن‌ها با پرایس اکشن، دقت تشخیص روند را افزایش می‌دهد و از سیگنال‌های کاذب جلوگیری می‌کند.

یکی دیگر از روش‌های مؤثر، تحلیل مولتی تایم‌فریم است. بررسی روند در تایم‌فریم‌های بالاتر، تصویر دقیق‌تری از جهت حرکت بازار ارائه می‌دهد و معامله‌گر را قادر می‌سازد تصمیمات خود را بر اساس جریان اصلی بازار تنظیم کند. به عنوان مثال، ممکن است یک روند کوتاه‌مدت نزولی در نمودار یک ساعته دیده شود، اما در تایم‌فریم روزانه روند صعودی غالب باشد. در این حالت، معامله کردن بر اساس روند روزانه احتمال موفقیت بیشتری دارد و از ضررهای ناشی از ورود خلاف روند جلوگیری می‌کند.

در نهایت، ترکیب پرایس اکشن، اندیکاتورها و تحلیل چند تایم‌فریم بهترین روش برای شناسایی روند بازار است. این رویکرد نه تنها جهت حرکت قیمت را مشخص می‌کند، بلکه به معامله‌گر اجازه می‌دهد نقاط ورود و خروج بهینه، حد ضرر منطقی و مدیریت حجم معامله را به طور دقیق برنامه‌ریزی کند. با تسلط بر این روش‌ها، معامله‌گر می‌تواند با اطمینان بیشتری معاملات خود را در جهت روند انجام دهد و از نوسانات کوتاه‌مدت بازار کمتر آسیب ببیند. شناسایی درست روند، پایه و اساس موفقیت در بازارهای مالی است و بدون آن، هیچ استراتژی معاملاتی به صورت پایدار کارآمد نخواهد بود.

راهکارهای معامله موفق در جهت روند

معامله موفق در جهت روند، تنها به شناسایی جهت حرکت بازار محدود نمی‌شود؛ بلکه نیازمند رعایت مجموعه‌ای از راهکارها و تکنیک‌ها است که احتمال موفقیت را افزایش می‌دهند و ریسک‌های احتمالی را کاهش می‌دهند. یکی از مهم‌ترین این راهکارها، ورود به معامله در پولبک‌ها (Pullbacks) است. پولبک به بازگشت کوتاه‌مدت قیمت در خلاف جهت روند اصلی گفته می‌شود و اغلب بهترین نقطه برای ورود به معامله است. برای مثال، در یک روند صعودی، زمانی که قیمت کمی پایین می‌آید و سپس دوباره شروع به صعود می‌کند، این نقطه فرصت مناسبی برای خرید است. استفاده از پولبک‌ها باعث می‌شود معامله‌گر با ریسک کمتر وارد بازار شود و حد ضرر منطقی‌تری برای معامله تعیین کند.

یکی دیگر از اصول کلیدی، مدیریت ریسک و تعیین حجم مناسب معامله است. معامله‌گر باید قبل از ورود به هر معامله، حداکثر مقداری که می‌تواند در آن معامله از دست بدهد را مشخص کند و بر اساس آن حجم معامله را تنظیم کند. استفاده از حد ضرر (Stop Loss) یکی از ابزارهای اصلی مدیریت ریسک است و به معامله‌گر اجازه می‌دهد ضررها را محدود کرده و از آسیب‌های ناشی از نوسانات کوتاه‌مدت بازار جلوگیری کند. علاوه بر این، تعیین حد سود منطقی (Take Profit) نیز اهمیت دارد تا معامله‌گر بتواند از حرکات مثبت قیمت به بهترین شکل بهره‌برداری کند و از طمع کردن و نگه داشتن طولانی‌مدت معامله جلوگیری شود.

انتخاب ابزارهای مناسب تحلیل نیز یکی دیگر از راهکارهای موفقیت در معامله به شمار می‌رود. ترکیب پرایس اکشن با اندیکاتورهای تکنیکال مانند مووینگ اوریج، RSI و MACD می‌تواند سیگنال‌های دقیق‌تری درباره قدرت روند و نقاط ورود و خروج ارائه دهد. به عنوان مثال، عبور قیمت از مووینگ اوریج بلندمدت می‌تواند نشان‌دهنده ادامه روند باشد و RSI می‌تواند در نقاط اشباع خرید یا فروش، هشدارهای تکمیلی بدهد. همچنین تحلیل چند تایم‌فریم (Multi-Timeframe Analysis) باعث می‌شود معامله‌گر تصویر بزرگ‌تر و دقیق‌تری از روند داشته باشد و تصمیمات کوتاه‌مدت خود را در راستای جریان اصلی بازار تنظیم کند.

یکی دیگر از نکات مهم، رعایت انضباط و صبر در معاملات است. معامله‌گر باید از ورود عجولانه به معاملات کوتاه‌مدت یا خلاف روند خودداری کند و منتظر تایید حرکت قیمت باشد. صبر و پایبندی به قوانین استراتژی معاملاتی، احتمال شکست ناشی از تصمیمات احساسی را کاهش می‌دهد. همچنین حفظ دفترچه معاملاتی یا ژورنال ترید، کمک می‌کند تجربه‌های گذشته تحلیل و اشتباهات خود را شناسایی کرده و در آینده از آن‌ها اجتناب کند.

در نهایت، معامله موفق در جهت روند نیازمند ترکیبی از تحلیل دقیق، مدیریت ریسک، استفاده از ابزارهای مناسب و کنترل روانی است. رعایت این اصول باعث می‌شود معامله‌گر با اطمینان بیشتری وارد بازار شود، حرکات قیمت را بهتر پیش‌بینی کند و از فرصت‌های مناسب برای کسب سود بهره‌برداری کند. همچنین کاهش استرس و اضطراب ناشی از تصمیمات عجولانه، باعث می‌شود تریدر بتواند تمرکز خود را حفظ کند و عملکرد بلندمدت خود را بهبود دهد. در مجموع، معامله در جهت روند، نه تنها یک تکنیک تحلیل بازار، بلکه یک رویکرد جامع برای موفقیت پایدار در بازارهای مالی محسوب می‌شود و پایه‌ای‌ترین راه برای ساختن یک استراتژی معاملاتی مطمئن و سودآور است.

جمع بندی

در دنیای پرنوسان بازارهای مالی، معامله در جهت روند به عنوان یکی از اصول بنیادین و کلیدی ترید شناخته می‌شود و رعایت آن می‌تواند تفاوت بین موفقیت پایدار و تجربه ضررهای مکرر را تعیین کند. شناسایی روند بازار و حرکت هم‌ راستا با آن، به معامله‌گر این امکان را می‌دهد که تصمیمات خود را بر اساس جریان غالب بازار اتخاذ کند، نه حدس و گمان کوتاه‌مدت. هنگامی که یک تریدر از روند پیروی می‌کند، فشار روانی ناشی از نوسانات کوتاه‌مدت کاهش می‌یابد و تمرکز بر تحلیل داده‌های واقعی و ابزارهای تکنیکال افزایش می‌یابد. این امر باعث می‌شود تصمیمات معاملاتی منطقی‌تر و مبتنی بر شواهد باشد و احتمال موفقیت افزایش یابد.

مزایای معامله در جهت روند تنها به کاهش فشار روانی محدود نمی‌شود؛ بلکه این روش باعث افزایش احتمال کسب سود پایدار می‌شود. روندها معمولاً مدتی ادامه پیدا می‌کنند و فرصت‌های مناسبی برای ورود به معاملات و کسب سود فراهم می‌کنند. استفاده از پولبک‌ها، تعیین حد ضرر و حد سود منطقی، تحلیل چند تایم‌فریم و بهره‌گیری از ابزارهای تکنیکال، همگی راهکارهایی هستند که معامله‌گر را قادر می‌سازند بهترین نقاط ورود و خروج را شناسایی کند و ریسک معامله را به حداقل برساند. رعایت این اصول، تجربه معاملاتی منظم و منطقی ایجاد می‌کند و از تصمیمات احساسی و عجولانه جلوگیری می‌کند.

از سوی دیگر، ورود به معاملات خلاف روند، یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی است که تریدرها مرتکب می‌شوند و معمولاً ناشی از اعتماد به نفس کاذب، ترس از دست دادن فرصت و طمع برای سود سریع است. این نوع معاملات نه تنها ریسک بالایی دارند، بلکه می‌توانند باعث ضررهای قابل توجه و کاهش اعتماد به نفس معامله‌گر شوند. بنابراین، درک اهمیت روند و پایبندی به حرکت هم‌راستا با آن، نقش حیاتی در حفظ سرمایه و افزایش بازدهی دارد.

در نهایت، معامله در جهت روند ترکیبی از تحلیل دقیق، مدیریت ریسک، استفاده از ابزارهای تکنیکال و کنترل روانی است. این رویکرد جامع، پایه‌ای‌ترین اصل برای موفقیت پایدار در بازارهای مالی محسوب می‌شود و می‌تواند مسیر پیشرفت معامله‌گران را هموار کند. رعایت این اصل ساده اما قدرتمند، به تریدرها کمک می‌کند با اطمینان و تمرکز بیشتری در بازار فعالیت کنند، از فرصت‌ها بهره‌برداری کنند و ریسک‌های غیرضروری را به حداقل برسانند. به طور خلاصه، پیروی از روند نه تنها یک تکنیک، بلکه یک استراتژی ذهنی و عملی برای موفقیت بلندمدت در بازارهای مالی است و پایه‌ای‌ترین گام برای هر معامله‌گر حرفه‌ای محسوب می‌شود.